حكيم ابوالقاسم فردوسى

92

متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)

شد آن تخت شاهى و آن دستگاه * زمانه ربودش چو بيچاده‌گاه ازو بيش بر تخت شاهى كه بود * از آن رنج بردن چه آمدش سود گذشته به دو ساليان هفتصد * پديد آوريدش بسى نيك و بد چبايد همى زندگانى دراز * كه گيتى نخواهد گشادنت راز همى پروراندت با شهد و نوش * جز آواز نرمت نيآيد به گوش يكايك چو گوئى كه گسترد مهر * كه خواهد نمودن به من مهر چهر به دو شاد باشى و نازى بدوى * همه راز دل برگشادى بدوى يكى نغز بازى برون آورد * بدلت اندر از درد خون آورد دلم سير شد زين سراى سپنج * خدايا مرا زود برهان ز رنج